صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
این عکس جری خانمه که تو خواب نازه.
جری خانم ناز

اینم یه سوژه خوب
این خانم گربه محله ی ماست که با بچه ی خوشگلش و شوهر گردن کلفتش خوابیدند.
گربه ی محله ی ما

منتظر عکسهای جدید باشید.![]()
![]()
![]()
اول از همه بگم که خانم جری رفتند خونه عمه مریم .![]()
لوسین و بوبو پسرهای عمه مریم تا جری رو دیده بودند هی قفس رو گاز میگرفتند تا برن پیش جری.![]()
![]()
![]()
روز جمعه یادم رفته بود در قفس موجوجوجو رو ببندم.موقعه ای که اومدیم خونه و پوپو و استوارت رو تو توپ گذاشته بودم دیدم اه موجوجوجو داره رو زمین راه میره.بعد که گرفتمش اومدم بزارم تو قفسش دیدم وای در قفس بوده حالا از کی بیرون بوده خدا داند.![]()
![]()
![]()
خوب این هم عکس لوسی خانم مامان لوسین.
لوسی خانم

لوسی و موجوجوجو در توپ همستر

پوپو پسر گلم

خوب تا عکسهای بعدی
بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی![]()
![]()
![]()
![]()
خوبید؟![]()
![]()
![]()
اول از همه اینکه دوست یاسی ۲ تا همسترش رو داده به ما و من موندم چکار کنم.![]()
یکی از همستر هاش رو خودم بهش داده بودم.واقعا برام سخته که بتونم ۷ تا همستر رو نگه دارم.![]()
اسم یکیشون رو گذاشتم برفی که پسر خوشگلیه و اسم همستر دخترش رو گذاشتم جری.دختر ناز و بامزه ایه. ما هیچوقت همستر طوسی و سفید نداشتیم.
حالا باید به دوست یاسی بگم که اگه نمیتونه همسترهاش رو نگهداری کنه اون ها رو ببخشم تا یه صاحب خوب پیدا کنند.
متاسفانه همسترها اصلا نمیتونند با هم زندگی کنند و داشتن هر قفس برای همستر ها خیلی سخته.
عکس برفی

عکس جری
مامان استوارت یعنی خاله مرجان من یه توپ اختصاصی برای استوارت خریده و استوارت به بقیه پز میده.
ها ها ها![]()
![]()
![]()
![]()
حالا ۲ تا توپ داریم و بچه ها زیاد تو صف نیستند.![]()

سلام دوستان
مدتی بود که نتونستم وبلاگ رو آپ کنم.امروز متوجه شدم که ۲۷ تیر هست و فردا یک سال از وبلاگ
یاسی و همسترهاش میگذره.
گفتم بیام و به یاسی یک سالگی وبلاگش رو تبریک بگم.![]()
![]()
![]()
راستی به مناسبت یه سالگی آلیس و موجوجوجو و پوپو و استوارت که ۲۷ خرداد بود یه توپ همستر
خریدیم.![]()
از وقتی توپ خریدیم عصر که میشه همه میان از خونه هاشون بیرون که به نوبت توپ سواری کنند.![]()
استوارت هم دوباره پیش ما برگشته و نمیدونید چقدر عاشق توپ همستره.![]()
خاله مرجان که مامان استوارت شده بود خیلی دلش برای استوارت تنگ شده.![]()
![]()
![]()
گاهی استوارت رو میبریم تا خاله مرجان اونو ببینه.![]()
یاسی خانم امسال میره کلاس اول راهنمایی و معدل کلاس پنجمش هم بیست شد.ولی خوب
تیزهوشان قبول نشد چون برای قبول شدن زحمت نکشید.![]()
دخترم دیگه خیلی بزرگ و خانم شده.![]()
همسترهامون هم خوبند و به همه سلام میرسونند.
به زودی عکساشون رو براتون میزارم تا ببینید.
منتظر نظرات قشنگتون هستم.![]()
خوبید.اول از همه ممنون به خاطر اینکه به جشن تولد یاسی اومدید و با نظراتون
یاسی رو خوشحال کردید.![]()
![]()
![]()
یاسی حسابی مشغول درس خوندن هست و به همه سلام میرسونه.![]()
منم دستم رو از گچ باز کردم ولی خیلی درد میکنه.![]()
![]()
![]()
همستر کوچولوها هم خوبند و سلام میرسونند.![]()
آلیس خانم که تا ما رو میبینه سریع میاد ببینه چی داریم که بهش بدیم.![]()
![]()
![]()
موجوجوجو هم که عین یه سگ شده تا صداش میکنیم بدو میاد.یه روز همبرگر خورده
بودم اومدم پیشش و بعد تا دست زدم بهش دیدم دستمو با دندونش داره میکشه تو
که بخوره ای شکمو گوشت میخواستی.![]()
![]()
![]()
پوپو که پسر گل خودمه و همش در تلاشه که از آکواریوم بیاد بیرون.
لوسی خانم هم که زلیخای خونه ی ماست و دل میبره.
حالا در ادامه مطالب عکسهاشونو براتون میزارم ببینید.
(تورو خدا عکسهارو ببینید)![]()
![]()
![]()









۱۱ سال پیش در چنین روزی یاسی خوشمزه من به دنیا آمد.![]()
![]()
![]()
![]()
یادمه ساعت ۱ بعدازظهر روز اول دی ۱۳۷۶ بود که خانم خانوما در بیمارستان کیان تهران با یه گریه وارد
این دنیای عجیب و غریب شد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

روز اول که دیدمش دستاش زیر چونش بود و با چشمای سیاه کوچولوش داشت فکر میکرد.شاید داشت
فکر میکرد که اینجا کجاست و چه اتفاقاتی میخواد براش پیش بیاد.![]()
![]()
![]()
از اینجا به یاسی گلم تبریک میگم و براش آرزوی موفقیت دارم و آرزو میکنم در پناه خدا به همه آرزوهاش
برسه وهیچ وقت ناراحتیشو نبینم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یاسی گلم تولدت مبارک

برات تو وبلاگت آهنگ تولد رضایا رو که دوست داری گذاشتم.امیدوارم خوشت بیاد.![]()
![]()
![]()
میبوسمت و بهت میگم که خیلی دوستت دارم .

در ادامه مطلب چند تا عکس از یاسی میزارم.
امیدوارم دوست داشته باشید.
روز جمعه لوسین آقا رو بردیم تهران و یاسی هر چی گریه کرد فایده ای
نداشت و باباش به گریه هاش توجه نکرد.![]()
چقدرم لوسین ناز شده بود. دل خودمم براش خیلی تنگ شده.![]()
![]()
![]()
عمه مریم گفت اسمشو میخواد بزاره یوسف از بس خوشگله آقا.![]()
لوسین خیلی شیطونه و چند بار از آکواریومش فرار کرده و یه بار شب کلی
گشتیم تا پیداش کردیم.من داشتم از زور خواب غر میزدم تا آقارو دیدم که
داره میره سمت لونش.![]()
کلی دعواش کردم.آنقدر هم زرنگ است که که نمیشه گرفتش.زبل خان رو
فرستادم رفت پیش عمه مریم.ها ها ها![]()
![]()
![]()
یه جا یه بازی همستر دیدم .براتون لینکش رو میزارم اگه دوست داشتید
برید دانلود کنید و حالشو ببرید.![]()
http://www.freedownload.ir/content/view/168/65/
اسم بازیش هست hamsterball.
چند تا عکس از آلیس در ادامه مطلب براتون میرازم.آلیس شکمو از ترس
اینکه لوسی و لوسین کاهو ها رو تموم کنند همشو تو دهنش جمع کرده
بود بعدش نمیدونست کجا کاهوهاشو بزاره.
فیلمش رو هم دارم و براتون بعدا میزارم .
آخ تا ۲ هفته دیگه باید دستم تو گچ باشه......![]()
![]()
![]()
هر روز ماشینمو با حسرت نگاه میکنم وپیاده میرم دنبال یاسی.حالا قدر
ماشینمو میدونم.![]()
فعلا
خداحافظ ![]()
![]()
![]()
من و یاسی یه مدت مریض بودیم و نتونستیم وبلاگ رو به روز کنیم.
چند تا عکس از لوسی و لوسین در ادامه مطلب براتون گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد.
۳ تا از بچه های لوسی رو دادم به گلاره جون و یکیشون رو هم دادم به دوست یاسی.لوسین رو هم که
شبیه مامانش بود می خواستم بدم به عمه یاسی که یاسی خانم گریه کرد و مجبور شدم پیش
خودمون نگه دارم.
راستش بعضی اوقات از همسترها خسته میشم آخه همه کارهاشون با منه و یاسی خانم زیاد کمک
نمی کنه.
حالا ۵ تا همستر داریم ۲ تا دختر و ۳ تا پسر.همشون هم از هم جدا هستند.حالا فکرشو کنین که ۵ تا جا
باید عوض کنم.![]()
![]()
![]()
فردا هم که باید دستمو گچ بگیرم و امیدوارم یاسی خانم به همستر ها برسه . هر چند که من شک دارم
تنبل خانم کار کنه.
خوب تا یه روز دیگه با عکسهای جدید
خدانگهدار![]()
![]()
![]()